سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
منوی اصلی
لینک دوستان
ویرایش
پخش زنده حرم ها
پخش زنده حرم
درباره وبلاگ
  حاج رضوان[524]


در قلب پر از خون تو غم می ماند/ زینب تویی و باز عَلم می ماند / نوری که تمام چهره ات را پوشاند/ امروز محافظ حرم می ماند
ویرایش
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
ابر برچسب ها
شهید ، خدا ، امام رضا(ع) ، چمران ، سید مجتبی علمدار ، امام حسین(ع) ، فراماسونری ، مادر ، خاطره ، معراج شهدا ، نماد شناسی ، فضای مجازی ، قناسه چی ، امام رضا ، شاهرخ ضرغام ، شب قدر ، شلمچه ، شهادت ، شهدا شرمنده ایم ، شهدای گمنام ، حجاب ، حضرت زینب(س) ، حمید رضا برقعی ، حیـــــــــدر ، خادم ، شهید احمدی روشن ، شهید اندرزگو ، شهید بهشتی ، شهید -حسین خرازی ، شهید زین الدین ، شهید گمنام ، شهید همت ، شهید.جانباز ، شهید-خرازی ، شهید-زین الدین ، شهید-غلام حسین افشردی-حسن باقری ، علامه حسن زاده آملی-ظهور ، علی ، غزل ، فاطمیه ، فراماسون ، امام رضا،مادر ، امام زمان(عج) ، امام زمان.گناه.گناهکار ، اهن ، اوینی ، ایستادگی ، بچه مذهبی ، بدون شرح ، بغض کهنه ، پیامبر(ص) ، تربت امام حسین(ع) ، ترس از مرگ ، تهرانی مقدم ، جانبازان شیمیایی ، جنگ واررنه ، جوان ، داستانک ، دفاع مقدس ، دلم گرفته-تیزی ذوالفقار-گردن های کلفت ، روشنفکران ، سبک زندگی اسلامی ، سربازی ، سردار سلیمانی ، سرفه عربی ، آپاراتی دشمن ، آیت الله بهجت ، ابالفضل ، احمد متوسلیان ، اسرائیل-مدافعان ، اعلم الهدی ، افتاب ، الاغ ، المپیک2012 ،
لوگوی دوستان
آمار و اطلاعات

بازدید امروز :30
بازدید دیروز :25
کل بازدید :50994
تعداد کل یاد داشت ها : 115
آخرین بازدید : 96/10/29    ساعت : 4:45 ع
امکانات دیگر
زینبیون پادشاه عالمند
نام گمنامى 


این پلاک و استخوان از من به صف جا مانده است
نقطه پرواز سرخى بود، آنجا مانده است

من خودم از شوق مى‏رفتم تنم افتاده بود
در مقام وصل فهمیدم که سرجا مانده است

بى نشانى را خود من خواستم باور کنید
نام گمنامى اگر دیدید تنها مانده است

من رفیقى داشتم همسنگرم جانباز شد
دست‏هایش یادگارى پیش مولا مانده است

آن بسیجى هم که معبر را برایم باز کرد
دیدمش آن روز در تشییع بى‏پا مانده است

یادتان باشد سلاح و کوله و فانسقه‏ام
زیر نور ماه سرخ ، از بهر فردا مانده است

پاسداریدش مبادا غفلتى خاکسترى
گیرد عزمى را که آن از راز زهرا (س) مانده است

 

منبع:http://www.ashoora.ir




      
برخی ازعلائم اخر الزمان 

برخی ازعلائم اخر الزمان از زبان رسول اکرم صلی اللهوعلیه و الهبه روایت حذیقه:

 

1)وقتی که امت من نماز را ضایع کنند.

 

2)از شهوات پیروی کنند.

 

3)امانتو امانتداری کم شود.

 

4)گر کسی در کارش صحت عمل داشته باشد او را ضعیف بدانند.

 

5)خموشی را بی خردی بدانند.

 6)محبت نسبت به یکدیگر و صله ی رحم از دلهای مردم برداشته شود.

 

7)خانواده ها در دامن فساد سقوط کنند.

 

8)آشکارا ربا بخورندو کوچکترین ترسی از خداوند نداشته باشند.

 9)خشنودی و راضی بودن از زندگی و برنامه ی آن بسیارکم شود.

 

10)افراد سفیه و نادان زمام امور را به دست گیرند.

 

11)خیانت به انواع و اقسام مختلف در میان همه ی طبقات زیاد شود.

 

12)مردم از نظر بینش و دید قلبی کور شوند و حقایق را نبینند.

 

13)افراد از اخلاق و کار خویش تعریف کنند.

 

14)نادانها بهدلیل نادانی خویش مشهور شوند.

 

15)باطل را به لباس حق جلوه دهند. 

16)رغبت به دنیا پیدا کنند و آن را بر آخرت مقدم بدارند. 

17)قرآن را به بازی گیرند.

 

18)در وقت دادن زکات مال خود خیانت کنند. 

19)از اسلام باقی نماند جز اسمی و از قرآن باقی نماند جز رسمی.

 

20)هر قدر ثروتشان زیاد شود باز بگویند فقیریم.

 

21)مردم به خداوند عالم در کارهایشان بی اعتنا باشند و اعمالشان از روی تحقیق نباشد.

 

22)در این حالات مساجدشان آباد باشد اما دلهاشان از تقوا و ایمان تهی.

 

23)رحم از دلهای همه ی مردم برود.

 

24)اموال بیت المال را مال شخصی خود بدانند و یا حقوق شرعیه ی مال خود را ندهند و بگویند مال خودمان است.

 

25)مسکرات را با تغییر نام حلال بدانند.

 

26)ربا را به نام خرید و فروش و اجاره دادن محلی ازمقروض بگیرند.

 

27)دلهای مردم پر از تکبر و نخوت شود و ظلم و جور در پادشاهان و نادانی در مردم ظاهر شود.

 

28)عمل شنیع لواط علنی شود.

 

29)تمام برنامه ها را با کمال گستاخی و خودسری بر مبنای هوای نفس کم شود.

 

30)بی عصمتی و زنا در میان مردم رواج پیدا کند.

 

31)تحقیق نکرده سخنان دور از حقیقت بگویند.

 

32)زشتی دروغ از بین برود به حدی که لباس راستی بر آن بپوشانند. 

حالا ببینید که ما در جامعه خود چند مورد از موارد بالا را داریم


      
سروده حمید برقعی برای مردم بحرینی 

باز از بام جهان بانگ اذان لبریز است / مثنوی بار دگر از هیجان لبریز است

بحر آرام دگر باره خروشان شده است / ساحل خفته پر از لولو مرجان شده است

دشمن از وادی قرآن و نماز آمده است / لشکر ابرهه از سوی حجاز آمده است

با شماییم شمایی که فقط شیطانی است / دین اسلام نه اسلام ابوسفیانی است

با شماییم که خود را خبری می‌دانید / و زمین را همه ارث پدری می‌دانید

با شماییم که در آتش خود دود شدید / فخر کردید که هم کاسهء نمرود شدید

گرد باد آتش صحراست بترسید از آن / آه این طایفه گیراست بترسید از آن

هان! بترسید که دریا به خروش آمده است / خون این طایفه این بار به جوش آمده است

صبر این طایفه وقتی که به سر می‌آید / دیگر از خرد و کلان معجزه بر می‌آید

سنگ این قوم که سجیل شود می‌فهمید / آسمان غرق ابابیل شود می‌فهمید

پاسخت می‌دهد این طایفه با خون اینک / ذولفقاری زنیام آمده بیرون اینک

هان! بخوانید که خاقانی از این خط گفته است / شعر ایوان مدائن به نصیحت گفته است

هان بترسید که این لشکر بسم الله است / هان بترسید که طوفان طبس در راه است

یا محمد(ص)! تو بگو با غم و ماتم چه کنیم / روز خوش بی تو ندیدیم به عالم چه کنیم

پاسخ آینه‌ها بی‌تو دمادم سنگ است / یا محمد(ص)! دل این قوم برایت تنگ است

بانگ هیهات حسینی است رسیده از راه / هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله


      

با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد
در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه ها ی مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است
در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست
بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد ، واژه ی لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند
دارد غروب فرشچیان گریه می کند
با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
حتی براش جای کفن بوریا کشید
در خون کشید قافیه ها را ، حروف را
از بس که گریه کرد تمام لهوف را
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
"خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت
بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود"
اوکهکشان روشن هفده ستاره بود

خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن ...
پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن ...
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن ...
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن ...
در خلسه ای عمیق خودش بود و هیچ‌کس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس...




برچسب ها : حمید رضا برقعی  ,
      



پیامهای عمومی ارسال شده

+ سلام بعد از حدود یک سال برگشتم. نمیدونم چی شد که هوس کردم به پارسی بلاگ سر بزنم. شاید باورتون نشه ولی حتی یادم نبود که قالب وبلاگم چیه.خلاصه ش کنم همه ش تقصیر فضاهای مجازی جدیده و بعدش بی ظرفیتی خودم



+ خیلی جالب است اسرائیل با دستان خود مجاهدانی را از سراسر عالم در نزدیکی مرزهای خود جمع کرده که دشمن اصلی خود را صهیونیزم میدانند و نه ارهاب و تکفیر... حالا میفهمم که چرا راه قدس از کربلا میگذرد و اسرائیل روز به روز نا امن تر میشود...



+ در تاریخ ثبت شد: رییس جمهوری که آمده بود تا اعتبار را به پاسپورت ایرانی بازگرداند، حتی نتوانست معاون سیاسی دفتر خودش را به عنوان نماینده ایران راهی آمریکا کند و آمریکایی ها که در این یک سال فهمیده اند به خاطر انفعال در دیپلماسی دولت یازدهم، علاوه بر افزایش تحریم ها باید تحقیرها را هم علیه ایران زیاد کنند، به حمید ابوطالبی ویزای ورود به خاک کشورشان را ندادند.

+ کی میگه تهران گرون ترین شهر دنیاست؟الآن میدونید سوراخ موش تو تل آویو چنده؟=)



+ به نظرم 9دی برای بسیجی ها تبریک و گرامیداشت ندارد.اگر بصیرتی بود نباید کار تا 9دی طول میکشید ولی خدا با بغض و گریه در تریبون عمومی دست به دامن امام زمان شود و... ننگی ست تا ابد بر پیشانی امت.خدا ببخشد



+ خدایا عجب از آدمی که نشانه‌ هایت را می بیند و انکارت می کند و عجب از تو که انکارش را میبینی و مهربانی میکنی !!!

+ یارب اگر نگذری از جرم و گناهم چه کنم ؟ ندهی گر به در خویش پناهم چه کنم ؟ گر برانی و نخوانی و کنی نومیدم به که روی آورم و حاجت ز که خواهم ؛ چه کنم ؟

+ یه سوال بد جور ذهنم رو مشغول کرده اونم اینکه طرفدارای سید صادق شیرازی الان دقیقا کجای عراق دارن میجنگن؟



+ حسن(ع)گوشواره عرش است که در کوچه ها بر روی خاک افتاد.شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد



+ سلام اسم حسابم تو پارسی یار رو چه طور میتونم تغییر بدم؟